فكر اين را بكنيد كه توي اين هواي الوده تهران ادم بعد از يك ساعت معطلي توي صف اتوبوس سوار شود و تازه اتوبوس شلوغ باشد و تازه تر ان يك اقاي چاق صد و پنجاه كيلوئي هم خيس عرق تنگ بغل ادم باشد و هي هل هم بدهد .
چنين وضعيتي چند روز پيش براي علي اقا باجناق من پيش امده بود . او رو كرده به اقاي چاق و گفته بود :
قربونتون برم ، لطف كنيد كه اينقدر مرا هل ندهيد .
اقاي چاق معصومانه گفته بود :
من هل نمي دهم بلكه دارم نفس مي كشم !
No comments:
Post a Comment