شايد اگر ايمان داشته باشيم كه پروردگار هر يك از ما انسانها را يگانه افريده و ذره اي از روح خود را در وجود ما دميده و در وجود و شعور هر يك از ما ويژگي ها و ديدگاه هايخاص خودمان را قرار داده است ، ان وقت تلاش خواهيم كرد تا خود را همانطور كه هستيم به ديگران بشنا سا نيم وتوانائي هاي خاص خود را به نمايش بگذاريم و در كار هايمان نواوري و خلاقيت به خرج دهيم و بدين ترتيب جايگاه خاص اجتماعي و يا درامدي براي خود كسب كنيم .
اما اگر بر اين باور هستيم پس چرا تا اين حد دنباله روي ديگران مي شويم ودلمان مي خواهد شبيه ديگران باشيم ؟
چرا وقتي مدلي خاص به اصطلاح " مد " مي شود ، انگار همه ادم ها را روي يك الگو انداخته و دوربر كرده اند و همه مي شوند كپي همديگر ! اصلا نمي توان در ميان انبوه ادم ها ، ان ها را كه بسيار شبيه هم شده اند از هم تشخيص بدهي .
شكل موها ، رخت ولباس ها ، نحوه صحبت كردن ها ، چيدمان منازل و حتي رنگ هاي انتخابي همه مثل هم مي شود و لابد اگر كسي در اين ميان شبيه اين انبوه نباشد و بخواهد خودش باشد به جاي اينكه برتري اش را بپذيرند ، غير متعارف و عقب مانده تلقي مي شود !
وقتي روزي فردي پيدا مي شود كه در هنر اشپزي نو اوري از خود به خرج مي دهد و مثلا جوجه كبابي به روش خاص خود طبخ مي كند كه اتفاقا بسيار خوش خوراك نيز مي شود و با اسقبال اكثريت مردم روبرو مي گردد و نام ان را " اكبر جوجه " مي گذارد . چندي نمي گذرد كه از هر كوچه و برزن و جاده فرعي كه مي گذري ، بر سر در هر رستوراني تابلوي " اكبر جوجه " چشمت را مي نوازد و در ميان اين همه تابلو هاي رنگارنگ ، راه را گم مي كني و نمي داني كداميك اصلي است و كداميك تقلبي !!!...
انبوه مارك هاي حاج حسين سوهاني ، شانديز ، حاج خليفه و ..... نيز از همين گروه اقدامات هستند .
وقتي توليد كننده اي نتيجه سالها دانش اندوزي ، تحقيقات و تلاش و سرمايه گذاري اش كالائي مي شود مرغوب و كارا كه مورد توجه متقاضيان قرار مي گيرد ، به يكباره در بازار با انبوهي از كالاهاي به ظاهر مشابه مواجه مي شوي كه نزديك به نام اصلي و يا اصلا تقلبي به بازار سرازير شده و خريدار را به اشتباه مي اندازد !!!
ايا معناي اينگونه اقدامات سودجويانه ، دست درازي به نتيجه زحمات ديگران نيست ؟
ايا با اينگونه اقدامات خود را خوار و خفيف و ناچيز معرفي نكرده ايم ؟
چون يقينا اگر حرفي براي گفتن ، طرحي براي ارائه و هنري براي اموختن در چنته داشتيم ، خود را زير چتر نام ديگري پنهان نمي كرديم !
باور كنيم كه اگر هر يك از ما اجازه دهيم استعدادها و قوه خلاقيتمان شكوفا شود ، در هر رشته و زمينه اي كه حضور داريم و فعاليت مي كنيم هزاران هزار تنوع و گوناگوني خلق خواهيم كرد و به ديگران فرصت خواهيم داد از ان بهره بگيرند و ما نيز از بكار گيري ان ها سودمند و راضي خواهيم شد ! ..
ضميمه ماهنامه ايران پتك