Tuesday, October 23, 2007

سوال و جواب


يك سوال عميق و اساسي و اجتماعي :
علت همه طلاق ها چيست ؟
و يك جواب منطقي و دندان شكن :
ازدواج !

Monday, October 22, 2007

خود باوري


شايد اگر ايمان داشته باشيم كه پروردگار هر يك از ما انسانها را يگانه افريده و ذره اي از روح خود را در وجود ما دميده و در وجود و شعور هر يك از ما ويژگي ها و ديدگاه هايخاص خودمان را قرار داده است ، ان وقت تلاش خواهيم كرد تا خود را همانطور كه هستيم به ديگران بشنا سا نيم وتوانائي هاي خاص خود را به نمايش بگذاريم و در كار هايمان نواوري و خلاقيت به خرج دهيم و بدين ترتيب جايگاه خاص اجتماعي و يا درامدي براي خود كسب كنيم .
اما اگر بر اين باور هستيم پس چرا تا اين حد دنباله روي ديگران مي شويم ودلمان مي خواهد شبيه ديگران باشيم ؟
چرا وقتي مدلي خاص به اصطلاح " مد " مي شود ، انگار همه ادم ها را روي يك الگو انداخته و دوربر كرده اند و همه مي شوند كپي همديگر ! اصلا نمي توان در ميان انبوه ادم ها ، ان ها را كه بسيار شبيه هم شده اند از هم تشخيص بدهي .
شكل موها ، رخت ولباس ها ، نحوه صحبت كردن ها ، چيدمان منازل و حتي رنگ هاي انتخابي همه مثل هم مي شود و لابد اگر كسي در اين ميان شبيه اين انبوه نباشد و بخواهد خودش باشد به جاي اينكه برتري اش را بپذيرند ، غير متعارف و عقب مانده تلقي مي شود !
وقتي روزي فردي پيدا مي شود كه در هنر اشپزي نو اوري از خود به خرج مي دهد و مثلا جوجه كبابي به روش خاص خود طبخ مي كند كه اتفاقا بسيار خوش خوراك نيز مي شود و با اسقبال اكثريت مردم روبرو مي گردد و نام ان را " اكبر جوجه " مي گذارد . چندي نمي گذرد كه از هر كوچه و برزن و جاده فرعي كه مي گذري ، بر سر در هر رستوراني تابلوي " اكبر جوجه " چشمت را مي نوازد و در ميان اين همه تابلو هاي رنگارنگ ، راه را گم مي كني و نمي داني كداميك اصلي است و كداميك تقلبي !!!...
انبوه مارك هاي حاج حسين سوهاني ، شانديز ، حاج خليفه و ..... نيز از همين گروه اقدامات هستند .
وقتي توليد كننده اي نتيجه سالها دانش اندوزي ، تحقيقات و تلاش و سرمايه گذاري اش كالائي مي شود مرغوب و كارا كه مورد توجه متقاضيان قرار مي گيرد ، به يكباره در بازار با انبوهي از كالاهاي به ظاهر مشابه مواجه مي شوي كه نزديك به نام اصلي و يا اصلا تقلبي به بازار سرازير شده و خريدار را به اشتباه مي اندازد !!!
ايا معناي اينگونه اقدامات سودجويانه ، دست درازي به نتيجه زحمات ديگران نيست ؟
ايا با اينگونه اقدامات خود را خوار و خفيف و ناچيز معرفي نكرده ايم ؟
چون يقينا اگر حرفي براي گفتن ، طرحي براي ارائه و هنري براي اموختن در چنته داشتيم ، خود را زير چتر نام ديگري پنهان نمي كرديم !
باور كنيم كه اگر هر يك از ما اجازه دهيم استعدادها و قوه خلاقيتمان شكوفا شود ، در هر رشته و زمينه اي كه حضور داريم و فعاليت مي كنيم هزاران هزار تنوع و گوناگوني خلق خواهيم كرد و به ديگران فرصت خواهيم داد از ان بهره بگيرند و ما نيز از بكار گيري ان ها سودمند و راضي خواهيم شد ! ..
ضميمه ماهنامه ايران پتك

Sunday, October 21, 2007

مکاتب فلسفی و موجودی به نام گاو

كاپيتاليسم: دو گاو داريد. هر دوي آنها را مي‌دوشيد. شيرها را بر زمين مي‌ريزيد تا قيمتها همچنان بالا بماند.
آنارشيسم: دو گاو داريد. گاوها شما را مي‌كشند و همديگر را مي‌دوشند.
ساديسم: دوگاو داريد. به هر دوي آنها تيراندازي مي‌كنيد و خودتان را در ميان ظرف شيرها مي‌اندازيد.
آپارتايد: دو گاو داريد. شير گاو سياه را به گاو سفيد مي‌دهيد ولي گاو سفيد را نمي‌دوشيد.
بوروكراسي: دو گاو داريد. براي تهيه شناسنامه آنها هفده فرم را در سه نسخه پر مي‌كنيد ولي وقت نداريد شير آنها را بدوشيد.
سازمان ملل: دو گاو داريد. فرانسه شما را از دوشيدن آنها وتو مي‌كند. آمريكا و انگليس گاوها را از شير دادن به شما وتو مي‌كنند. نيوزلند راي ممتنع مي‌دهد.
رئاليسم: دو گاو داريد. ازدواج مي‌كنيد. اما هنوز هم خودتان آنها را مي‌دوشيد.
متحجريسم: دو گاو داريد. زشت است شير گاو ماده را بدوشيد.
فمينيسم: دو گاو داريد. حق نداريد شير گاو ماده را بدوشيد.
پلوراليسم: دو گاو نر و ماده داريد. از هر كدام شير بدوشيد فرقي نمي‌كند.
ليبراليسم: دو گاو داريد. آنها را نمي‌دوشيد چون آزاديشان محدود مي‌شود.
دموكراسي مطلق: دو گاو داريد. از همسايه‌ها راي مي‌گيريد كه آنها را بدوشيد يا نه.
كمونيسم: دو گاو داريد. دولت هر دوي آنها را مي‌گيرد تا شما و همسايه‌تان را در شيرش شريك كند.
نازيسم: دو گاو داريد. دولت به سوي شما تيراندازي مي‌كند و هر دو گاو را مي‌گيرد.
ايده آليسم: دو گاو داريد. ازدواج مي‌كنيد. همسر شما آنها را مي‌دوشد.
دولت مرفه: دو گاو داريد. آنها را مي‌دوشيد و بعد شيرشان را به خودشان مي‌دهيد تا بنوشند.
سكولاريسم: دو گاو داريد. پس به خدا نيازي نيست
سوسياليسم: دو گاو داريد. يكي را نگه مي‌داريد. ديگري را به همسايه خود مي‌دهيد.
فاشيسم: دو گاو داريد. شير را به دولت مي‌دهيد. دولت آن را به شما مي‌فروشد.

Thursday, October 18, 2007

نفس كش


فكر اين را بكنيد كه توي اين هواي الوده تهران ادم بعد از يك ساعت معطلي توي صف اتوبوس سوار شود و تازه اتوبوس شلوغ باشد و تازه تر ان يك اقاي چاق صد و پنجاه كيلوئي هم خيس عرق تنگ بغل ادم باشد و هي هل هم بدهد .
چنين وضعيتي چند روز پيش براي علي اقا باجناق من پيش امده بود . او رو كرده به اقاي چاق و گفته بود :
قربونتون برم ، لطف كنيد كه اينقدر مرا هل ندهيد .
اقاي چاق معصومانه گفته بود :
من هل نمي دهم بلكه دارم نفس مي كشم !

Wednesday, October 17, 2007

نكته


اگر گفتيد چه وقتي ادم احساس پيري مي كند ؟
وقتي كه قيمت شمع هاي تولدش از قيمت كيك گرانتر شود !

Tuesday, October 16, 2007

نكته


واقعا كه ادم هر چي فكر مي كنه مي بينه كه مردها اساسا موجودات مفلوكي هستند كه در هيچ دوره اي از زندگي به حساب نمي ايند . مي گوئيد نه ؟ بفرمائيد :
وقتي كه به دنيا مي ايند مي گويند :
حال مادرشان چطوره ؟
وقتي كه ازدواج مي كنند ، مي پرسند :
چه جور زني گرفته اند ؟
و بالاخره وقتي كه ميميرند بلافاصله مي پرسند ؟
چيزي براي زنشان به جا گذاشته اند ؟
و اين هم براي دلجوئي از خانم ها
قدر دوران شيرين نامزدي را بدانيد . مرد را در اين دوره اگر ولش كنيد تمام روز را ازقلب خود با شما مي گويد . اما به ازدواج كه برسيد ، از كبد و معده اش داد سخن خواهد داد